تبليغاتX
یا علی
شقشقیه شیعیان پنجشنبه دوم خرداد 1387 16:58

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خداوندي كه قلب بعضي را به نور ايمان روشن كرد و بر دل بعضي به خاطر كور دلي آنها قفل زد و آنها هدايتگري جز خداوند يكتا نخواهند يافت.

شاعر مي گويد:

حلقه ي گيسوي يار، حلقه ي دار بلاست

هركه در اين حلقه نيست، خارج از اين ماجراست

 

دل سوز زيادي دارد. هميشه حقيقت مخالفاني بيش از موافقانش داشته و حتي در ميان موافقان نيز منافقاني وجود داشته است و فقط عده ي كمي موافق و روشندل واقعي هستند كه نور حقيقت و ايمان به كلي قلب آنها را تسخير كرده است.

و اما فحش و تفحش كه جزو اسلام نبوده و نيست.

اما چه كسي فحش ميدهد؟

كسي رو به تفحش مي آورد كه از آوردن دليل عقلي عاجز است و نمي تواند با منطق صحيح به مقصود اعلي دست يابد

چند صباحي است كه حقايقي را مبني بر خلافت بلافصل اميرالمومنين علي عليه السلام پس از خاتم انبيا و اشرف مخلوقات، محمد مصطفي صلي الله عليه و آله از كتب علما و اكابر اهل سنت كشف مي كنيم و به تمامي مسلمانان به خصوص اهل سنت نشان مي دهيم.

ولي صد افسوس كه بعضي بر تعصب زمان جاهليت قبل از اسلام مانده و در برابر نص اجتهاد مي كنند آن هم با عقل ناقص و مادون خدا و پيامبرش.

و از روز حساب واهمه اي به دل تاريكشان راه نمي دهند و از باطل در مقابل حق دفاع مي كنند.

و به خاطر اين كشفيات از كتب اكابر خودشان به ما ناسزا مي گويند

مطمئنا در مقابل حقايقي كه از كتب خودشان نقل شده هيچ دليل و منطقي براي مناظره بر اساس عقل و دين ندارند.

عقايد جالبي دارند!!!

مثلا اينكه ابوحنيفه با خدا دعوا دارد چون خدا در كتاب محكمش آورده كه در وضو سر و پاها بايد مسح شود ولي ابوحنيفه مي گويد بايد شسته و غسل شود

يا اينكه العياذ بالله العياذ بالله ابوبكر بيشتر از پيامبر مي فهمد و عقلش بيشتر است چون ابوبكر بعد از خودش خليفه تعيين كرد و نگذاشت بين امت اسلام تفرقه و جدايي بيافتد ولي پيامبر نفهميد كه بايد خليفه تعيين كند و به اين واسطه بين امتش تفرقه افكند(اعوذبالله من هذا)

يا احاديث جالبي هم دارند كه براي مثال حديث كتاب الله و سنتي را مي گوييم

قبل از اينكه در مورد اين حديث توضيحي بدهم بايد اين نكته را ياد آور شوم كه اهل سنت بالاترين و معتبرترين و مستندترين كتبش را صحاح سته مي داند كه از آن كتب بالاتر براي آنان فقط قرآن مي باشد، پس اگر حديثي در صحاح آمده باشد آن را صحيح مي پندارند و اگر حديثي در صحاح نباشد يا آن را ضعيف ميدانند و سلسله اسناد و راويانش را تضعيف مي كنند و يا حديث را مردود مي دانند و رواتش را متروك جلوه مي دهند(البته پيش آمده كه حتي حديث مردود كه در صحاح نيامده را درست بدانند!!!)

و اما درباره حديث كتاب الله و سنتي:

جالب توجه است كه بدانيد اين حديث از نظر بخاري و مسلم و حتي صاحبان صحاح ديگر صعيف است و در هيچ كدام از صحاح نيامده و خبر واحد و كتاب امام مالكي هاست و قابل استناد نيست.

اهل سنت مي دانند كه اين حديث را امويها و يا بكريون در مقابل حديث صحيح كتاب الله و عترتي آورده اند و به طور قطع يقين جعلي بودن آن مشخص است ولي چون راه ديگري براي اثبات سنتي كه در نظر خودشان است ندارند متوسل به اين حديث واحد و ضعيف شده اند.

اما سخن بعدي در مورد كتابي معتبر بين فريقين است. كتابي با صاحبي معتبر، حتي مي توانم بگويم معتبرترين خلق پس از پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله

اين كتاب كتابي نيست مگر نهج البلاغه و آن شخص كسي نيست مگر اميرالمومنين علي عليه السلام

ديگر جاي هيچ شك و ترديد نيست كه اين كتاب را قبول داريد.

نهج البلاغه را برداريد و باز كنيد و بخوانيد

شما را به خدا و پيامبرش و به خلفايي كه قبولشان داريد قسم مي دهم

شما را به خير اولين و آخرين قسم مي دهم

شما را به عزيزترين كسانتان قسم

خطبه ي شقشقيه را بخوانيد تا وصف خلفاي ثلاثه را از زبان علي عليه السلام بشنويد

خطبه ي شقشقيه را بخوانيد تا دليل سكوت مولا را زمان سيلي خوردن همسرش بفهميد

نهج البلاغه را بخوانيد تا پاسخ سوالهايتان را بگيريد

شما را به فاروق اعظم و صديق اكبر قسم ميدهم بدون عناد و بغض مسائل را بررسي كنيد تا به جواب واقعي برسيد و دست از فحاشي برداريد

ما شيعيان ديگر خسته شديم از بس كه دليل از كتب خودتان آورديم و در جواب اهل سنت به جاي دليل آوردن و منطقي پاسخ دادن فحش داديد و ناسزا را بر برادر مسلمانتان روا داشتيد

شما را به كلام وحي به قرآن كريم قسم مي دهم كه وقتي مسئله اي برايتان روشن شد آن را به روشني با دلي پاك بپذيريد و سعي در از بين بردن شواهد و قرائن آن موضوع از كتب خودتان نداشته باشيد

خدا مي داند كه شيعيان يكتا پرستند و شهادت به يگانگي خدا و نبوت رسولش مي دهند.

چرا دست از عناد بر نمي داريد و برادر مسلمان خودتان را رافضي و كافر ميخوانيد و او را مهدور الدم مي دانيد؟

در مقابل دليل محكم يا بايد تسليم شد و قبول كرد و يا بايد دليل محكمتري آورد، نه اين كه فحاشي كرد. اين به دور از انسانيت است.

خداوند همه ما را هدايت كند و انشاءالله كه همه عاقبت به خير شويم و جزو گروهي نباشيم كه در روز جزا سر افكنده باشيم و رويمان سياه باشد.

اين درد و دلي بود كه بيرون آمد و فرونشست.

اميدوارم كه مثمر ثمر باشد.

به اميد روشن شدن حق و حقيقت در روز جزا

و من الله توفيق

نوشته شده توسط العبدالفانی | موضوع: یا علی | لینک ثابت |
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 13:21

السلام عليك ايتها الصديقة الشهيدة

 

شهادت جانسوز بي بي دوعالم، صديقه كبري، حضرت زهرا را به تمام شيعيان جهان به خصوص به ساحت مقدس حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف تسليت مي گوييم.

 

حديث قدسي است كه خداوند به حضرت خاتم صل الله عليه و آله مي فرمايد:

لولاك لما خلقت الافلاك و لولا علي لما خلقتك و لولا فاطمة لما خلقتكما

اگر تو نبودي آسمانها را نمي آفريدم و اگر علي نبود تو را نمي آفريدم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را نمي آفريدم

 

كسي كه باعث خلقت بود

كسي كه مجلس عروسي او را در آسمان چهارم با حضور تمام ملائكه برگذار كردند

كسي كه خطبه عقدش با وصي خاتم انبيا را جبريل امين خواند، كسي كه پدرش اشرف مخلوقات است

كسي كه تمام زمين و آسمانها از ذره اي از نور او خلق شد

كسي كه تمام آبهاي اين كره خاكي مهريه اش بود، كسي كه دو پسرش سيد جوانان اهل بهشت اند

كسي كه پسر اولش اما حسن عليه السلام را معاويه عليه الهاويه و العنة با زهر كين به شهادت رساند

كسي كه پسرش امام حسين عليه السلام را يزيد دائم الخمر ملعون در كربلا به شهادت رساند كه اگر حسين و شهادتش نبود يزيد ديگر اسلامي نمي گذاشت كه حالا شيعه و سني سرش بحث كنند

كسي كه اگر زينب دخترش نبود و چهل منزل اسيري نكشيده بود و صبر را به زانو در نياورده بود كربلا در كربلا مي ماند و از اسلام چيزي نمي ماند

كسي كه سيده زنان عالمين است

كسي كه هيجده سال بيشتر نداشت

كسي كه فرزندان او نور عوالم هستي اند

كسي كه منجي عالم پس از اينكه دنيا از ظلم پر شده مي آيد و عدل و داد را در دنيا پر مي كند از نسل اوست

كسي كه همسر امام اول و مادر يازده امام و معصوم است

 

آيا رواست ظلم كردن به همچنين بانويي؟

آيا رواست سيلي زدن به چنين كسي؟

آيا رواست شكستن پهلوي چنين گوهري؟

آيا رواست آتش زدن در خانه اي كه محل رفت و آمد ملائكه است؟

آيا رواست غصب فدك از وي؟

آيا رواست آزار كسي كه اذيت كردنش اذيت كردن حضرت حاتم المرسلين است؟

آيا رواست سقط كردن فرزند شش ماهه چنين خانمي؟

 

اگر امروز شيعيان با اهل سنت بحث دارند به خاطر غصب خلافت از اميرالمومنين علي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليهما است.

شهادتي كه اهل سنت منكر آن مي شوند ولي كتابهاي اكابر ايشان حامي اين خبر است.

ولي قفل به دلهايشان خورده و قبول نمي كنند

 

حرف براي زدن زياد است ولي ختام كلام تبرك به وصيت آن حضرت است:

«بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول الله، اوصت و هي تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و آن الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتية‌ لا ريب فيها و ان الله يبعث من في القبور.

يا علي، انا فاطمة بنت محمد، زوجني الله منك لاكون لك في الدنيا و الآخرة، انت اولي بي من غيري، حنّطني و غسّلني و كفّنّي باليل و صلّ عليّ و ادفنّي باليل و لا تعلم احدا و استودعك الله واقرء علي ولدي السلام الي يوم القيامة»

ترجمه:« به نام خداوند بخشنده مهربان، اين وصيتي است كه فاطمه دختر رسول خدا به آن وصيت نموده است، و او گواهي مي دهد كه الهي جز الله نيست و اين كه محمد بنده و فرستاده اوست و اين كه بهشت حق است و دوزخ حق، و رستاخيز فرا مي رسد و هيچ شك و ريبي در آن نيست و خداوند آنان را كه در گورهايند بر مي انگيزد.

اي علي، من فاطمه ام دخت محمد، خدامند مرا به تزويج تو درآورده تا آن كه در دنيا و آخرت همسر تو باشم. تو از ديگران به من سزاوارتري، مرا شب حنوط كن و غسل بده و شبانه كفن كن و بر من نماز بگزار و شب مرا به خاك بسپار و هيچ كس را با خبر مكن!

و تو را به خدا مي سپارم و سلام مرا به فرزندانم تا روز قيامت برسان»

اين وصيت ، وصيتي است كه تا يوم مشهود چنين شهادتي از چنان شهيده اي نه اقامه شده و نه خواهد شد.

وصيتي كه مدعاي شيعيان مبني بر اينكه خليفه ي دوم باعث شهادت اين بي بي شد را ثابت مي كند.

وصيتي كه مشخص مي كند كه دخت پيغمبر صلي الله عليه و آله از ابوبكر و عمر تا پايان عمر كوتاهش راضي نشد.

اينكه در آخر سفارش مي كند به مولا كه سلام مرا تا قيامت به فرزندانم برسان نشان مي دهد كه اين بانو با علم به عالم غيب و احاطه به عالم شهود مي دانست كه تا روز قيامت سلسله اولادش منقرض نخواهد شد.

و سلامي كه از ناحيه مقدسه شخصيتي است كه خداوند كه« هو الله الذي لا اله الا هو الملك القدوس السلام» بر او صلوات و سلام مي فرستد.

كس كه با تن رنجور به پدرش مي گفت:«رفعت قوتي» و با دل افسرده اي كه در فراق پدر ميگفت:« ماذا علي منْ شمّ تربة احمدا انْ لا يشم مدي الزمان غواليا»

ترجمه:«كسي كه شميم خوش خاك احمد را بوييده باكي نباشد هر گاه در ازناي زمان هيچ عطر ديگري را نبويد.»

كسي كه به شهادت رسيد و امروز پس از بيش از هزار سال عالمي هنوز از ماتم شهادتش داغدار است.

سادات در اين فكركنيد و تامل كنيد كه چرا آن حضرت در وصيتش گفت:« مرا شب غسل بده و كفن كن و بر من نماز بخوان و شب مرا دفن كن و احدي را اعلام مكن!!!»

منظور از احدي چه كسي بوده؟!؟!

بر فرزندان آن بانوي شهيده و رنجور است كه شام غريبان شهادت آن حضرت پرچمهاي مصيبت را به دست بگيرند و شال عزا به گردن كنند و در خيابانها بگردند و به جده خود بگويند: هرگز تو را و ستمهايي را كه كشيدي از ياد نخواهيمبرد و هر چه را فراموش كنيم، آن دل افسرده و تن آزرده ي دست اشقيا و قبر گمشده را فراموش نخواهيم كرد.

 

اللهم بحق فاطمة و ابيها و بعْلها و بنيها و السر المستودع فيها صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها به عدد ما احاط به علمك

 

صورتي كو خلق و خلق عقل كل را مي نمود

گشت پنهان نيمه شب در خاك غم اما كبود

مـــاهتاب آسمــان عصمـت و عفــت گــرفت

كس نداند جز علي آخر چه بگذشت و چه بود

نوشته شده توسط العبدالفانی | موضوع: مناسبتها | لینک ثابت |
اهل سنت در مناقب مولانا اميرالمومنين علي عليه السلام یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 17:57

بسم الله الرحمن الرحيم

 

و عجب است كه شاهد از غيب مي رسد و حق را بيشتر نمايان مي كند

در حال ديدن سايتهاي اهل سنت بودم كه به يك مطلب جالب كه نويسنده اش يك سني متعصب بود برخوردم

وي در مناقب مولانا اميرالمومنين عليه آلاف تحية و ثنا نوشته بود با سند از كتب اهل سنت

البته اين را هم بگويم كه مطلب زير كاملا مورد تاييد شيعه نمي باشد ولي تا همين حد هم جاي شكر دارد

 

حضرت علي ابن ابي طالب رضي الله عنه

 

"مرا از كتاب خدا بپرسيد، چون در قرآن آيه اي نيست مگر اينكه من مي دانم كه در شب نازل شده است يا در روز، در كوه نازل شده است يا در شب".علي بن ابي طالب كرم الله وجهه(1).

 

جوان هاشمي:

ابو طالب رهبر قريش وسردار اشراف آن با فاطمه دختر اسد بن هاشم ازدواج كرد وعلي ابن ابي طالب به دنيا آمده، فاطمه اولين زن هاشمي بود كه فرزندي هاشمي به دنيا آورد، فاطمه اسلام را پذيرفت و به دين خدا ايمان آورد وهنگامي كه هجرت كرد فضل الهي بيشتر شامل حال او شد.

ابوطالب پدر علي، فقير وتنگدست وداراي فرزندان زيادي بود. اما فقر وتنگدستي او بر علي سايه نيافكند، چون فضل خداوند شامل حال علي شد پيامبر صلي الله عليه وسلم او را به خانه خود برد، و به تربيت او پرداخت ودر سفر وحضر همواره همراه آن حضرت صلي الله عليه وسلم بود، تا اينكه خدا آن حضرت صلي الله عليه وسلم را به پيامبري برگزيد.

علي سي ودو سال بعد از ميلاد پيامبر در كعبه متولد شد، مورخين فضايل علي را در دفاع از پيامبر صلي الله عليه وسلم وقتي كه مشركين قريش به اذيت و آزار او برخاستند نوشته اند. هنگاميكه پيامبر صلي الله عليه وسلم دعوت مي داد علي جواني نوپا بود قبيله قريش دست به اذيت و آزار پيامبر زدند او از پيامبر صلي الله عليه وسلم دفاع مي نمود.

اسلام آوردن علي:

مورخين نوشته اند كه علي هرگز بتها را نپرستيده و آنها را سجده نكرده است، چون او كم سن وسال بود ودر كودكي اسلام را پذيرفت. علي مي گويد: پيامبر صلي الله