تبليغاتX
یا علی

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

السلام عليك ايتها الصديقة الشهيدة

 

شهادت جانسوز بي بي دوعالم، صديقه كبري، حضرت زهرا را به تمام شيعيان جهان به خصوص به ساحت مقدس حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف تسليت مي گوييم.

 

حديث قدسي است كه خداوند به حضرت خاتم صل الله عليه و آله مي فرمايد:

لولاك لما خلقت الافلاك و لولا علي لما خلقتك و لولا فاطمة لما خلقتكما

اگر تو نبودي آسمانها را نمي آفريدم و اگر علي نبود تو را نمي آفريدم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را نمي آفريدم

 

كسي كه باعث خلقت بود

كسي كه مجلس عروسي او را در آسمان چهارم با حضور تمام ملائكه برگذار كردند

كسي كه خطبه عقدش با وصي خاتم انبيا را جبريل امين خواند، كسي كه پدرش اشرف مخلوقات است

كسي كه تمام زمين و آسمانها از ذره اي از نور او خلق شد

كسي كه تمام آبهاي اين كره خاكي مهريه اش بود، كسي كه دو پسرش سيد جوانان اهل بهشت اند

كسي كه پسر اولش اما حسن عليه السلام را معاويه عليه الهاويه و العنة با زهر كين به شهادت رساند

كسي كه پسرش امام حسين عليه السلام را يزيد دائم الخمر ملعون در كربلا به شهادت رساند كه اگر حسين و شهادتش نبود يزيد ديگر اسلامي نمي گذاشت كه حالا شيعه و سني سرش بحث كنند

كسي كه اگر زينب دخترش نبود و چهل منزل اسيري نكشيده بود و صبر را به زانو در نياورده بود كربلا در كربلا مي ماند و از اسلام چيزي نمي ماند

كسي كه سيده زنان عالمين است

كسي كه هيجده سال بيشتر نداشت

كسي كه فرزندان او نور عوالم هستي اند

كسي كه منجي عالم پس از اينكه دنيا از ظلم پر شده مي آيد و عدل و داد را در دنيا پر مي كند از نسل اوست

كسي كه همسر امام اول و مادر يازده امام و معصوم است

 

آيا رواست ظلم كردن به همچنين بانويي؟

آيا رواست سيلي زدن به چنين كسي؟

آيا رواست شكستن پهلوي چنين گوهري؟

آيا رواست آتش زدن در خانه اي كه محل رفت و آمد ملائكه است؟

آيا رواست غصب فدك از وي؟

آيا رواست آزار كسي كه اذيت كردنش اذيت كردن حضرت حاتم المرسلين است؟

آيا رواست سقط كردن فرزند شش ماهه چنين خانمي؟

 

اگر امروز شيعيان با اهل سنت بحث دارند به خاطر غصب خلافت از اميرالمومنين علي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليهما است.

شهادتي كه اهل سنت منكر آن مي شوند ولي كتابهاي اكابر ايشان حامي اين خبر است.

ولي قفل به دلهايشان خورده و قبول نمي كنند

 

حرف براي زدن زياد است ولي ختام كلام تبرك به وصيت آن حضرت است:

«بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول الله، اوصت و هي تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و آن الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتية‌ لا ريب فيها و ان الله يبعث من في القبور.

يا علي، انا فاطمة بنت محمد، زوجني الله منك لاكون لك في الدنيا و الآخرة، انت اولي بي من غيري، حنّطني و غسّلني و كفّنّي باليل و صلّ عليّ و ادفنّي باليل و لا تعلم احدا و استودعك الله واقرء علي ولدي السلام الي يوم القيامة»

ترجمه:« به نام خداوند بخشنده مهربان، اين وصيتي است كه فاطمه دختر رسول خدا به آن وصيت نموده است، و او گواهي مي دهد كه الهي جز الله نيست و اين كه محمد بنده و فرستاده اوست و اين كه بهشت حق است و دوزخ حق، و رستاخيز فرا مي رسد و هيچ شك و ريبي در آن نيست و خداوند آنان را كه در گورهايند بر مي انگيزد.

اي علي، من فاطمه ام دخت محمد، خدامند مرا به تزويج تو درآورده تا آن كه در دنيا و آخرت همسر تو باشم. تو از ديگران به من سزاوارتري، مرا شب حنوط كن و غسل بده و شبانه كفن كن و بر من نماز بگزار و شب مرا به خاك بسپار و هيچ كس را با خبر مكن!

و تو را به خدا مي سپارم و سلام مرا به فرزندانم تا روز قيامت برسان»

اين وصيت ، وصيتي است كه تا يوم مشهود چنين شهادتي از چنان شهيده اي نه اقامه شده و نه خواهد شد.

وصيتي كه مدعاي شيعيان مبني بر اينكه خليفه ي دوم باعث شهادت اين بي بي شد را ثابت مي كند.

وصيتي كه مشخص مي كند كه دخت پيغمبر صلي الله عليه و آله از ابوبكر و عمر تا پايان عمر كوتاهش راضي نشد.

اينكه در آخر سفارش مي كند به مولا كه سلام مرا تا قيامت به فرزندانم برسان نشان مي دهد كه اين بانو با علم به عالم غيب و احاطه به عالم شهود مي دانست كه تا روز قيامت سلسله اولادش منقرض نخواهد شد.

و سلامي كه از ناحيه مقدسه شخصيتي است كه خداوند كه« هو الله الذي لا اله الا هو الملك القدوس السلام» بر او صلوات و سلام مي فرستد.

كس كه با تن رنجور به پدرش مي گفت:«رفعت قوتي» و با دل افسرده اي كه در فراق پدر ميگفت:« ماذا علي منْ شمّ تربة احمدا انْ لا يشم مدي الزمان غواليا»

ترجمه:«كسي كه شميم خوش خاك احمد را بوييده باكي نباشد هر گاه در ازناي زمان هيچ عطر ديگري را نبويد.»

كسي كه به شهادت رسيد و امروز پس از بيش از هزار سال عالمي هنوز از ماتم شهادتش داغدار است.

سادات در اين فكركنيد و تامل كنيد كه چرا آن حضرت در وصيتش گفت:« مرا شب غسل بده و كفن كن و بر من نماز بخوان و شب مرا دفن كن و احدي را اعلام مكن!!!»

منظور از احدي چه كسي بوده؟!؟!

بر فرزندان آن بانوي شهيده و رنجور است كه شام غريبان شهادت آن حضرت پرچمهاي مصيبت را به دست بگيرند و شال عزا به گردن كنند و در خيابانها بگردند و به جده خود بگويند: هرگز تو را و ستمهايي را كه كشيدي از ياد نخواهيمبرد و هر چه را فراموش كنيم، آن دل افسرده و تن آزرده ي دست اشقيا و قبر گمشده را فراموش نخواهيم كرد.

 

اللهم بحق فاطمة و ابيها و بعْلها و بنيها و السر المستودع فيها صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها به عدد ما احاط به علمك

 

صورتي كو خلق و خلق عقل كل را مي نمود

گشت پنهان نيمه شب در خاك غم اما كبود

مـــاهتاب آسمــان عصمـت و عفــت گــرفت

كس نداند جز علي آخر چه بگذشت و چه بود


 

نوشته شده توسط العبدالفانی در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 13:21 موضوع مناسبتها | لينک ثابت


اهل سنت در مناقب مولانا اميرالمومنين علي عليه السلام

بسم الله الرحمن الرحيم

 

و عجب است كه شاهد از غيب مي رسد و حق را بيشتر نمايان مي كند

در حال ديدن سايتهاي اهل سنت بودم كه به يك مطلب جالب كه نويسنده اش يك سني متعصب بود برخوردم

وي در مناقب مولانا اميرالمومنين عليه آلاف تحية و ثنا نوشته بود با سند از كتب اهل سنت

البته اين را هم بگويم كه مطلب زير كاملا مورد تاييد شيعه نمي باشد ولي تا همين حد هم جاي شكر دارد

 

حضرت علي ابن ابي طالب رضي الله عنه

 

"مرا از كتاب خدا بپرسيد، چون در قرآن آيه اي نيست مگر اينكه من مي دانم كه در شب نازل شده است يا در روز، در كوه نازل شده است يا در شب".علي بن ابي طالب كرم الله وجهه(1).

 

جوان هاشمي:

ابو طالب رهبر قريش وسردار اشراف آن با فاطمه دختر اسد بن هاشم ازدواج كرد وعلي ابن ابي طالب به دنيا آمده، فاطمه اولين زن هاشمي بود كه فرزندي هاشمي به دنيا آورد، فاطمه اسلام را پذيرفت و به دين خدا ايمان آورد وهنگامي كه هجرت كرد فضل الهي بيشتر شامل حال او شد.

ابوطالب پدر علي، فقير وتنگدست وداراي فرزندان زيادي بود. اما فقر وتنگدستي او بر علي سايه نيافكند، چون فضل خداوند شامل حال علي شد پيامبر صلي الله عليه وسلم او را به خانه خود برد، و به تربيت او پرداخت ودر سفر وحضر همواره همراه آن حضرت صلي الله عليه وسلم بود، تا اينكه خدا آن حضرت صلي الله عليه وسلم را به پيامبري برگزيد.

علي سي ودو سال بعد از ميلاد پيامبر در كعبه متولد شد، مورخين فضايل علي را در دفاع از پيامبر صلي الله عليه وسلم وقتي كه مشركين قريش به اذيت و آزار او برخاستند نوشته اند. هنگاميكه پيامبر صلي الله عليه وسلم دعوت مي داد علي جواني نوپا بود قبيله قريش دست به اذيت و آزار پيامبر زدند او از پيامبر صلي الله عليه وسلم دفاع مي نمود.

اسلام آوردن علي:

مورخين نوشته اند كه علي هرگز بتها را نپرستيده و آنها را سجده نكرده است، چون او كم سن وسال بود ودر كودكي اسلام را پذيرفت. علي مي گويد: پيامبر صلي الله عليه وسلم روز دوشنبه مبعوث شد ومن روز سه شنبه ايمان آوردم. سن وسال او وقتي كه مسلمان شد 10 سال و يا كمتر از آن بود(2).

روزي علي به خانه پسر عمويش پيامبر صلي الله عليه وسلم رفت ديد كه او و همسرش خديجه رضي الله عنها مشغول خواندن نماز بودند، علي پرسيد: اين چه عملي است؟ پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: اين عبادت خداست كه بر آن مرا برگزيده وپيامبرانش را مبعوث كرده است، من تو را به پرستش خداوند يكتا كه شريكي ندارد دعوت مي دهم(3).

علي اسلام آورد واسلامش را از تمام اطرافيان پنهان مي كرد. بارها همراه پيامبر صلي الله عليه وسلم مخفيانه و به دور از ديد قريش به دره هاي اطراف مكه مي رفت وبا پيامبر صلي الله عليه وسلم نماز مي خواند، وهنگام غروب هر دو به مكه باز مي گشتند.

ابوطالب دانست كه فرزندش مسلمان شده است. به او گفت: اين چه ديني است كه تو برآن هستي؟ علي  رضي الله عنه گفت: من به دين كه محمد صلي الله عليه وسلم آورده است ايمان آورده ام، به خدا وپيامبرش ايمان آورده و با محمد نماز گزارده واز او پيروي مي كنم.

ابوطالب بر علي رضي الله عنه اعتراض نكرد واو را به حال خودش رها نمود. مورخين نوشته اند، روزي ابوطالب ديد كه علي وپيامبر صلي الله عليه وسلم مشغول خواندن نماز هستند، علي در طرف راست پيامبر صلي الله عليه وسلم ايستاده بود، جعفر فرزند ابوطالب از راه رسيد، ابوطالب فرمود: آن طرف پسر عمويت را بايست وجعفر از طرف چپ به نماز ايستاد. جعفر كمي بعد از حضرت علي اسلام را پذيرفته بود.

از كودكان حضرت علي اولين نفري بود كه ايمان آورده، بعد از او زيد بن حارثه خادم ومولاي پيامبر صلي الله عليه وسلم ايمان آورد بنابر اين ابتدا، خانواده پيامبر صلي الله عليه وسلم كه از علي وزيد وخديجه همسر پيامبر تشكيل مي شد، اسلام را پذيرفتند.

صحنه هاي آغازين:

علي كودكي بود كه صحنه هاي ابتدايي دعوت محمدي را مشاهد نمود، پيامبر را مي ديد كه هنگام نزول اين آيه ها اقوام نزديك خود را به اسلام دعوت داد:

﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ * وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ﴾ (الشعراء: 214-216).

((خويشاوندان نزديك خود را بيم بده ودر برابر مومنان فروتني نشان بده. اگر آنان نافرماني كردند، بگو من از اعمال شما بيزارم)).

روزي پيامبر صلي الله عليه وسلم خويشاوندان خود را براي صرف نهار به خانه خود دعوت نمود وتلاش كرد كه آنها را به دين خدا دعوت دهد اما ابولهب عموي پيامبر صلي الله عليه وسلم سخن پيامبر را قطع كرد واز مردم خواست تا متفرق شوند وپيامبر صلي الله عليه وسلم را ترك كنند، علي با تعجب وحيرت نگاه مي كرد، او خشونت وسنگدلي ورفتار نامناسب عمويش با پيامبر را نمي پسنديد، اما پيامبر  صلي الله عليه وسلم روز بعد دو باره آنها را به خانه اش دعوت كرد وچون آنها غذا خوردند، بعد از صرف غذا پيامبر به آنها گفت: انساني را مي شناسيد كه بهتر از آنچه كه من برايتان آورده ام، براي قومش آورده باشد، من خير دنيا وآخرت را برايتان آورده ام و پروردگارم به من دستور داده تا شما را به سوي او دعوت دهم. كداميك از شما حاضر است كه در اين امر با من همكاري كند.

آنها از پيامبر صلي الله عليه وسلم روي گردانده واو را ترك گفتند اما علي نوجوان رضي الله عنه آنها را نگذاشت بروند و با اينكه نوجواني كوچك بود در ميان همه آن اشراف وبزرگان ايستاد وگفت: اي پيامبر! من تو را كمك مي كنم، هر كس با تو بجنگد من با او مي جنگم(4).

افرادي از بني هاشم كه اين نوجوان را دوست مي داشتند از شهامت او احساس خوشحالي كردند وبعضي از آنها سخنان او را مورد تمسخر قرار داده وبرگشتند.

داماد پيامبر صلي الله عليه وسلم

در سال هشتم هجري علي رضي الله عنه به خواستگاري فاطمه زهرا دختر پيامبر صلى الله عليه وسلمرفت وپيامبر صلي الله عليه وسلم بي درنگ خواسته او را پذيرفت، علي براي بجا آوردن شكر الهي سربه سجده گذاشت. وچون سرش را از سجده برداشت پيامبر به او گفت: خداوند بر شما بركت بدهد وشما را خوشبخت كند وفرزندان زياد وپاكيزه اي به شما عطا نمايد.

در مراسم عقد فاطمه وعلي، ابوبكر وعمر وعثمان وطلحه و زبير رضي الله عنهم وهمه مهاجرين وانصار شركت جستند. هنگامي كه مردم در جاي خود نشستند، پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: سپاس خداوندي را كه داراي صفات نيكوست، خداوند توانا كه معبود همه است وصلت نسب را پيوند مي دهد، ازدواج امري ضروري است وحكمي عادلانه وخير كاملي است خداوند بوسيله ازدواج رابطه خويشاوندي را برقرار مي كند. مردم خويشاوند يكديگر مي شوند خداوند در قرآن فرموده است:

﴿وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيراً﴾ (الفرقان: 54).

((خداوند آن كسي است كه از آب انسان را آفريد و براي او نسب ووصلت قرارداده است و پروردگار تو قادر است)).

بعد پيامبر صلي الله عليه وسلم افزود شما را گواه مي گيرم كه فاطمه را به مهريه چهار صد مثقال نقره به عقد علي در آوردم اگر او به اين سنت پايدار و فريضه واجب خشنود است، پيوند آنها مبارك باشد، خداوند نسل آنها را پاكيزه كند، گفته ام را پايان داده واز خداوند آمرزش مي خواهم.

وبدين صورت فاطمه رضي الله عنها به خانه همسرش علي بن ابي طالب رضي الله عنه برده شد. جهيزيه فاطمه رضي الله عنهاجز يك تخت كه با برگ خرما بست بود ويك بالش پوستي كه با پوشال خرما پر بود ويك مشك آب ويك غربال چيز ديگري نبود.

علي از فاطمه صاحب فرزندي شد، ابتدا او را حرب ناميدند اما پيامبر صلي الله عليه وسلم آمد وگفت: فرزندم را به من نشان دهيد، اسم او را چه گذاشته ايد؟ گفتند: ما اورا حرب نام گذاشته ايم، پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: نه بلكه او حسن است.

ونيز حسين وزينب فرزندان ديگر فاطمه وعلي بودند، پيامبر صلي الله عليه وسلم پدر بزرگ آنها بود و با آنها شوخي مي كرد، گاهي يكي از آنها كه بر شانه اش سوار بود، سجده را طولاني مي كرد تا او خودش پايين بيايد و مي گفت: اگر برخيزم مبادا كودك بيافتد.

فاطمه بعد از مدت كمي پس از پيامبر صلي الله عليه وسلم چشم از جهان فرو بست وعلي درسن شصت وسهسالگي به دست ابن ملجم در كوفه به شهادت رسيد، رحمت خداوند بر علي رضي الله عنه باد كه همواره دعا مي كرد: بار خدايا! از نگاههاي ناجايز وسخنان بيهوده وخطاي قلب ما در گذر فرما.

رحمت خداوند بر علي باد كسيكه پيامبر صلي الله عليه وسلم به او مژده بهشت داده بود. به نقل از كتاب ده يار بهشتي.

 المراجع:

(1)- مهمترين مراجعي كه در نوشتن سيرت امام علي از آن استفاده شده است عبارتند از:

    الرياض النضرة في مناقب العشرة، تاريخ الخلفاء سيوطي، سيرت ابن هشام، حياةمحمد،

    هيكل، السيرة الحلبيةاز برهان حلبي وطبقات ابن سعد.

(2)- تاريخ الخلفاء سيوطي.

(3)- السيرة الحلبية ج 1 ص 433.

(4)- حياة محمد د. هيكل ص 158

 


 

نوشته شده توسط العبدالفانی در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 17:57 موضوع کرامات مولا علی(ع) | لينک ثابت