تبليغاتX
یا علی

آيا ابوبكر يار غار بوده است يا كس ديگر؟؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحيم

نور كه بيايد ظلمت مي رود

اهل سنت خيلي به يار غار بودن ابوبكر براي شرعي بودن خلافتش استناد مي كنند اما به درستي كه خدا كاشف الغطا است.

آيا ابوبكر يار غار بوده است يا كس ديگر؟؟؟؟

با هم به بررسي اين موضوع مي پردازيم:

جالب است كه اين توهم كه اهل سنت و وهابيون ادعاي آن را دارند تعريف بما لا يرضي صاحبه است و خود ابوبكر هيچ وقت چنين ادعايي نداشته است و پس از تحقيقات بدست آمد كه يار غار پيامبر(صلي الله عليه و آله) ، ابن بكر( عبدالله بن بكر بن اريقط) كه در راه مهاجرت راهنما و راه بلد آن حضرت بوده است(1) و اين تشابه اسمي باعث شده كه اهل سنت فكر كنند كه ابوبكر بوده.

چرا؟؟؟

چون :

1- خود ابوبكر هيچ كجا اين جريان را به زبان نياورده و در هيچ كتابي از اهل سنت به اين قضيه اعتراف نشده است.

چنانچه ابوبكر در روز سقيفه به كمتر از آن اشاره كرد ولي به يار غار بودن هيچ اشاره اي نداشته

ابوبكر در روز سقيفه گفت:« نحن عشيرة رسول الله و اوسط العرب أنسابا و ليست قبيلة من قبائل العرب الا و لقريش فيها ولادة»(2)

2- بزرگان علماي اهل سنت و جماعت مانند عسقلاني كه در علماي اهل سنت ثقة و وزنه است، گفته است كه:« از تابعين كساني بودند كه منكر ارتباط داشتن آيه غار با ابوبكر بودند،‌ همانند مؤمن طاق(3)

3- حتي عائشه با صراحت تمام ميگويد:«هرگز آيه اي در حق ما نازل نشده است.(4)(لم ينزل الله فينا شيئا من القرآن)

4- معروف است كه ابوبكر در مدينه به استقبال پيامبر(صلي الله عليه و آله) آمد و اين بدان معناست كه ابوبكر همراه آن حضرت نبوده است

5- حديث صحيحي دال بر اينكه به هنگام هجرت به غار پيامبر(صلي الله عليه و آله) تنها بود، وجود دارد.(5)

6- قيافه شناسي كه با كفار در تعقيب پيامبر(صلي الله عليه و آله) بود فقط جاي پيامبر(صلي الله عليه و آله) را ديد و هيچ كجا ثبت نشده كه سخني از ابوبكر به ميان بياورد(6) و از يحيي بن معين تشكيك در آ» فهميده مي شود.(7)

7- طبق روايت بخاري و ديگران، ابوبكر جزو اولين گروه از مهاجرين بوده و قبل از پيامبر(صلي الله عليه و آله) وارد مدينه شده و در نماز جماعت گروه اول از مهاجرين شركت مي كرد.(8)

--------------------------------------------------------

(1) البداية و النهاية 3: 176

(2) البداية و النهاية 6: 205

(3) لسان الميزان 5: 115

(4) صحيح بخاري6: 42 - تاريخ ابن الاثير3: 199 - البداية و النهاية8 : 96 - الاغاني 16: 90

(5) البداية و النهاية6: 205

(6) فتوح البلدان 1: 64

(7) تهذيب الكمال 29: 26

(8) صحيح بخاري 1: 128 ، كتاب الاذان ج4 ص 240، كتاب الاحكام باب استقضاء الموالي و استعمالهم، سنن البيهقي 3: 89، فتح الباري13: 179 و ج7:261 و 307


 

نوشته شده توسط العبدالفانی در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ساعت 16:59 موضوع پاسخ به شبهات | لينک ثابت


عمر و حفصه تورات می خواندند

عمر و حفصه تورات می خواندند!!!

 

 آيا صحيح است كه عمر بن الخطاب و حفصه به تورات، گرايش فوق العاده اى داشتند و آنرا ـ همانند قرآن ـ قرائت مى كرده، و در فراگيرى آن تلاش مى كردند؟

عبدالرزاق: «إن عمربن الخطاب مرّ برجل يقرأ كتاباً. سمعه ساعة فاستحسنه فقال للرجل: أتكتب من هذا الكتاب؟ قال: نعم، فاشترى أديمأ لنفسه، ثم جاء به اليه، فنسخه في بطنه وظهره ثم أتى به النبي ـ صلى الله عليه و سلّم ـ فجعل يقرأه عليه. وجعل وجه رسول الله ـ صلى الله عليه وسلّمـ يتلوّن، فضرب رجل من الانصار بيده الكتاب. وقال: ثكلتك امك. يابن الخطاب  ألا ترى إلى وجه رسول الله ـ صلى الله عليه و سلّم ـ منذ اليوم. وأنت تقرأ هذا الكتاب؟! فقال النبي ـ صلى الله عليه و سلّم ـ عند ذلك: إنما بعثت فاتحا وخاتماً وأعطيت جوامع الكلم. وفواتحه. واختصر لي الحديث اختصاراً، فلا يهلكنّكم المتهوكون(۱)

و در مدينه منوره منطقه اى است به نام مسكه، معروف است كه عمر(رضي الله عنه) در اين مكان تورات را مى آموخت.

2 ـ درباره حفصه دختر عمر نيز چنين مطلبى نقل شده است، كه او در محضر پيامبر ـ صلى الله عليه و سلّم ـ كتاب امت هاى قبل را مى خواند. و پيامبر ـ صلى الله عليه و سلّم ـ نيز بسيار ناراحت شده به گونه اى كه رنگ مباركش تغيير كرده و فرمود: اگر حضرت يوسف امروز اين كتاب را بياورد و از او پيروى كنيد گمراه مى شويد.

عن الزهري: أن حفصة زوج النبي ـ صلى الله عليه و سلّم ـ جاءت الى النبي ـ صلى الله عليه و سلّم ـ بكتاب من قصص يوسف، في كتف، فجعلت تقرأ عليه والنبي يتلوّن وجهه، فقال: والذي نفسي بيده لو أتاكم يوسف وأنا فيكم فاتبعتموه و تركتموني لضللتم(۲)

 

(۱). المتحيرون. المصنف 6: 113 و 10163 ـ و ج 11 ص 111: «المشركون».

(۲). المصنف 6: 113 ح 1016.


 

نوشته شده توسط العبدالفانی در شنبه دوم شهریور 1387 ساعت 1:47 موضوع پاسخ به شبهات | لينک ثابت